۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

در پائیز نمیخندیم








به ما برگردید اگر از مایید، نامه‌ای به مهران مدیری

نویسندگان یک وبلاگ حامی موسوی نامه‌ای را برای مهران مدیری نوشته و از وی خواسته‌اند در شرایطی که مردم عزادار شهدای جنبش سبزند، برای صدا و سیمای ضد ملی برنامه‌ی طنز نسازد. متن این نامه را در ادامه می‌خوانید:

آقای مدیری

امروز در خبرها و از زبان قائم مقام صدا و سیما خواندیم که قرار است سریالتان را برای پاییز و پخش در صدا و سیما بسازید . به واقع تعجب کردیم از شما که همیشه سعی داشتید درد مردم را در سریال‌هایتان به گونه‌ای روایت کنید. شما را چه شده است؟ حالا که مردم از صدا و سیما رویگردان‌اند، باز هم قصد دارید سریال طنز بسازید؟ برای کدام مردم؟ می‌خواهید کدام لب را بخندانید ؟ می‌خواهید کدامین دل را شاد کنید؟ می‌خواهید مردمی را بخندانید که در غم از دست دادن شهیدانشان به سوگ نشسته‌اند ؟ می‌خواهید پدران و مادرانی را بخندانید که از غم از دست دادن فرزندانشان در این بیداد حتی توان گریستن ندارند؟ می‌خواهید برای رسانه‌ای سریال طنز بسازید که خون زن مصری را از خون ندا و نداها رنگین‌تر دانست ؟ سعی در بازگرداندن اقبال به چنین رسانه ضد ملی دارید ؟ چرا؟

آقای مدیری

مردم ایران که ما هم جزئی از دریایشان هستیم، اکنون رخشان بنی‌اعتمادها را و معتمدآریاها را و پرستویی‌ها را عاشقانه دوست می‌دارند. می‌دانید چرا ؟ چون در کنار مردم ایستادند، چون همراه مردم به سوگ نشستند. مگر شما نگفتید به ایرانی بودنتان افتخار می‌کنید ؟ کجاست آن خون ایرانی؟ در حالی که شما در حال مقدمه‌چینی ساخت سریال طنزتان هستید، پسران و دختران این سرزمین را می‌کشند. پسران و دخترانی را که هم سن و سال فرزندان شما هستند، به محبس می‌برند، به آنها تجاوز می‌کنند و بعد نعش سوخته‌شان را به پدر و مادرشان تحویل می‌دهند. آیا ندیدید؟ ندیدید بدن نحیف دختر27 ساله را بر خاک یا سهراب را و محمد را و مسعود را و ... ؟ ندیدید یا خود را به ندیدن می‌زنید؟ کدام طنز؟ کدام خنده؟ کدام شوق برای لبخند؟ یک بار در دوران اصلاحات تحصن نمایندگان مجلس را در اعتراض به ردصلاحیت‌ها به تمسخر گرفتید. مردم شما را بخشیدند، چون در سریال‌های بعدی‌تان از دردشان سخن گفتید . اما این بار آقای مدیری کمی فرق دارد. این بار اگر بخواهید برای رسانه‌ای طنز بسازید که مردم را تنها گذاشت و آنها را منافق و بیگانه خواند، شما را نخواهند بخشید. آقای مدیری در دوراهی بزرگ برای ماندنی شدن یا رفتنی شدن خود از قلب مردم ایستاده‌اید. طنز شما مردم سوگوار ایران را خندان نخواهد کرد و تنها کسانی که مشتاقانه به طنز شما خواهند خندید، بازجویان اوین و قاتلان جوانان ایران‌زمین و کودتاچیان دولت خواهند بود .

به ما برگردید، اگر از مایید.

سهند و اعضای تیم خرداد سبز

منبع:

javidansabz.blogfa.com

۱۳۸۸ مرداد ۶, سه‌شنبه

مشایی , اژه ای و جناب پرزیدنت






سلام

من از همان روزهای نخست پس از انتخابات مدام بر آن بودم که جنگ قدرت و رقابت افسار گسیخته ی درون جناح حاکم ( جناح سپاه ) ظرف چند سال آینده نظام را در خطر جدی سقوط و نابودی قرار خواهد داد . چون تاریخ ثابت کرده که حکومتهای استبدادی و دیکتاتوریها هر کدام عمر مشخصی دارند و پس از سپری شدن این عمر مفید هیچ قدرتی توان نگهداشتن ایشان بر حاکمیت را ندارد . خواندن تاریخ امپراطوریهای بزرگ ایران چون هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان و حکومتهای دوران اسلامی نظیر صفویه و قاجاریه اثبات گر این نظر است . همانگونه که در هنگام حمله ی اعراب به ایران چنان جنگ قدرت میان اشراف شدید بود که حتی در جنگ با اعراب هم دست از این رقابت بر نداشته و در مقابل چشمان دشمن با هم به ستیز و پیکار بر می خواستند و این چنین شد که هیچ کس کوچکترین قدمی برای حفظ این سرزمین بر نداشت و ایران شد کشور اسلامی و خراج گذار خلیفه ی عرب .

اگر در سالهای ابتدایی قرن بیستم که هنوز دنیا تا این پایه کوچک نشده بود و سرعت پیشرفت انسان تا این مایه افزایش خیره کننده نداشت دولت پهلوی های پدر و پسر روی هم 55 سال دوام آورد برای نظام جمهوری اسلامی در آغاز قرن بیست و یکم و در حظور اینترنت و در روزگاری که بی هیچ تعارفی هر 5 سال یکبار کلا دانش بشری کهنه می شود آیا میتوان عمری بیش از 35 سال تصور کرد ؟

از آغاز انقلاب تا کنون 31 سال گذشته و از تمامی وجنات نظام فرسودگی و خستگی می بارد . ساختارها کهنه و ناکارآمد هستند. تبلیغات تکراری و خسته کننده و ارزشها رنگ باخته و بی هویت شده اند و نظام نتوانسته که اینها را با نمونه های جدیدتر و کارآمدتر و به روز شده جایگزین کند .

امروز به وضوح می توان این جنگ تمام عیار قدرت را مشاهده کرد . یکی از نمودهای آن در همین خیمه شب بازی معاون اولی مشایی بود که با وجود ساختگی و صوری بودن بازهم چند قربانی گرفت و وزرای ولایت مدار را رودر روی جناب رییس جمهور قرار داد تا پرزیدنت کم حوصله دست به اخراج 2 نفر وزیر کلیدی بزند و به دو نفر دیگر هم وعده ی اخراج در روزهای بعد را بدهد که پس از آن به دست و پایش افتادند که : قربانت گردم , کابینه را از حد نصاب انداختی که !!!

کلیت ماجرا را از اعتماد ملی بخوانید :

روزنامه اعتماد ملی

تاریخ خبر: Tuesday, July 28, 2009

صفارهرندي استعفا كرد

محمود احمدي‌نژاد كه در تصميمي ناگهاني وزراي اطلاعات و ارشاد نهم را بركنار كرده بود، پس از آنكه با چالش بي‌اعتبارشدن دولت براساس اصل 136 قانون اساسي روبه‌رو شد از عزل محمدحسين صفارهرندي صرفنظر كرد اما وزير ارشاد اعلام كرد كه ديگر حاضر نيست بر سر كار خود حاضر شود و استعفا كرد. كشمكش ميان احمدي‌نژاد و تني چند از وزيرانش به جلسه هفته گذشته دولت بازمي‌گردد. در آن جلسه وزراي اطلاعات، ارشاد، كار، نيرو و بهداشت از احمدي‌نژاد انتقاد كردند كه چرا با وجود ابلاغ نامه رهبري مبني بر كنار گذاشتن اسفنديار رحيم‌مشايي از معاون اولي وي در اجراي اين حكم حكومتي تعلل مي‌كند. در اين بين برخي منابع خبري حتي از درگيري لفظي وزرا با احمدي‌نژاد خبر دادند. رئيس دولت نهم در واكنش به اعتراض‌هاي غيرمنتظره زيردستانش جلسه دولت را به‌طور موقت تعطيل و تنفس اعلام كرد. اما پس از بازگشت دوباره كابينه و در حالي كه معترضان در انتظار توضيحات احمدي‌نژاد بودند، ناباورانه مشاهده كردند كه وي جلسه را ترك كرده و رياست بخش دوم نشست را به مشايي سپرده است. به گزارش سايت جهان‌نيوز پاسخ معترضان به اين رفتار احمدي‌نژاد، ترك جلسه دولت بود. به اين ترتيب رئيس كابينه كه تا هنگام انتشار متن نامه رهبري از صداوسيما و اعلام كناره‌گيري داوطلبانه مشايي حاضر نشده بود دست از حمايت از معاون اولي تازه منصوب شده خود بردارد، عصر يكشنبه و تنها چند ساعت پس از آنكه حكم رئيس دفتري مشايي را امضا كرد، دستور داد تا محمدحسين صفارهرندي و غلامحسين محسني‌اژه‌اي در حالي كه تنها 8 روز به پايان عمر دولت نهم باقي مانده است از كابينه اخراج شوند. شدت خشم احمدي‌نژاد از نقادان درون سازماني‌اش آنقدر زياد بود كه حتي فراموش كرد كه با اين كار براساس اصل 136 قانون اساسي كشور را در وضع بي‌دولتي قرار مي‌دهد، چراكه براساس اين اصل چنانچه بيش از نيمي از وزرا تغيير كنند، رئيس‌جمهوري بايد دوباره براي كل كابينه از مجلس راي اعتماد درخواست كند. از آنجا كه اكنون دولت با 21 وزارتخانه اداره مي‌شود و پيش از اين 10 وزير با استيضاح، فوت يا بركناري تغيير پيدا كرده بودند، عزل وزراي ارشاد و اطلاعات باعث بي‌اعتبار شدن كابينه شد. اين موضوع را تني چند از نمايندگان مجلس پس از آنكه اخبار بركناري‌هاي كابينه انتشار يافت در گفت‌وگو با خبرگزاري‌ها به احمدي‌نژاد گوشزد كردند. به همين دليل وي تصميم گرفت از بركناري صفارهرندي صرفنظر كند تا اين مشكل برطرف شود. گرچه بازهم تعداد تغييرات از مرز 5/10 نفر گذشته است اما با توجه به اينكه دو وزير جابه‌جا شده مربوط به يك وزارتخانه (وزارت كشور) بودند برخي معتقدند كه دولت احمدي‌نژاد با عزل صرفا وزير اطلاعات هنوز از نصاب قانوني موضوع اصل 136 قانون اساسي نيفتاده است. بر همين اساس با آنكه عصر يكشنبه پايگاه اطلاع‌رساني دولت (پاد) با انتشار پيامكي ميان مشتركان خود خبر بركناري صفارهرندي را اعلام كرد و خبرگزاري‌ها از تعيين سرپرست براي اين وزارتخانه خبر دادند، ديروز اصل خبر بركناري تكذيب شد اما صدور نامه استعفاي وزير ارشاد معلوم شد كه در واقع دستور بركناري به دليل از نصاب افتادن دولت، پس گرفته شده است. متن استعفاي صفارهرندي به اين شرح است: در پي ابلاغ شفاهي حكم جنابعالي مبني بر بركناري اينجانب و معرفي سرپرست وزارتخانه كه خبر آن روي شبكه ويژه خبري دولت و ديگر سايت‌هاي اطلاع‌رساني منعكس شد، خرسند شدم كه شانه‌هاي ضعيفم از زير بار مسووليت سنگين اين امانت بزرگ رها شده است؛ اما گويا محظور از نصاب افتادن دولت، موجب توقف اين حكم شد. اكنون با تاسف از قضاياي اخير كه موجب وهن دولت محترم شد، بي‌اعتنا به اخبار حاشيه‌اي، ابلاغ نخست را جدي گرفته و خود را فارغ از مسووليت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي‌دانم و از فردا (سه‌شنبه) در وزارتخانه حضور نخواهم يافت. با اين همه در برابر اين تقدير كه در هشت روز باقيمانده از عمر دولت نهم از نام و آبروي اين بنده كوچك خدا و سرباز ولايت امر ‌به قدر يك «عدد» بهره گرفته شود،‌تسليم و راضي‌ام.» به اين‌ترتيب صفار به احمدي‌نژاد پيغام داد كه چنانچه مي‌خواهد صرفا دولت از حد نصاب نيفتد، مي‌تواند از نام وي به عنوان يكي از اعضاي دولت در چند روز ديگر استفاده كند. در همين حال محمدزاده، معاون ارتباطات و اطلاع‌رساني دفتر احمدي‌نژاد اعلام كرد كه رئيس دولت نهم استعفاي صفارهرندي را نپذيرفته است. پايگاه اطلاع‌رساني دولت نيز در گزارشي اعلام كرد: «با تغيير وزير اطلاعات، تعداد تغييرات کابينه به 10 مورد رسيد و هنوز کمتر از حد نصاب اصل 136 قانون اساسي براي کسب راي اعتماد مجدد است. دولت نهم هنوز مصداق اصل 136 قانوني اساسي نشده است و نهمين هيات وزيران جمهوري اسلامي ايران در روزهاي پاياني دوره چهارساله خود کماکان به فعاليت عادي ادامه مي‌دهد.» از سوي ديگر مشاور وزير ارشاد از برگزاري جلسه خداحافظي وي خبر داد و افزود: صفار در جلسه خداحافظي از همكاران خواست تا در غياب وي به صورت جدي كار خود را ادامه دهند كه همين كار نيز در حال انجام است و همه مديران و معاونان در حال انجام وظيفه و خدمت‌رساني هستند. ميثم نيلي در پاسخ به برخي شايعات مبني بر استعفاي مديران وزارت ارشاد گفت: چنين خبري صحت ندارد و وزارت ارشاد مانند ايام گذشته در دولت نهم مشغول خدمت و كار در عرصه فرهنگ و هنر است.

منبع :

www.roozna.com

۱۳۸۸ مرداد ۵, دوشنبه

پگاه آهنگرانی دستگیر شد






برطبق خبرهای تایید نشده پگاه آهنگرانی روز یکشنبه (۴ مرداد) دستگیر شده و از شرایط کنونی او هیچ اطلاعی در دست نیست. گفته می‌شود که دستگیری پگاه آهنگرانی بخاطر فعالیت‌های او در مخالفت با تقلب در انتخابات ریاست جمهوری بوده است. این هنرپیشه جوان همراه بسیاری دیگر از هنرمندان سینما به صف جنبش اعتراضی علیه تقلب در انتخابات ریاست جمهوری پیوسته بود. پگاه آهنگرانی فرزند منیژه حکمت و جمشید آهنگرانی است که هر دو کارگردان هستند. او هنرپیشه فیلم‌هایی‌ست چون زندان زنان، دختری با کفشهای کتانی و مکس.

منبع :

http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4520847,00.html

موسوی: مردم با خلاقیت از اعیاد پیش‌رو استفاده کنند








جدیدترین سخنان موسوی را که مفصل هم هست اینجا بخوانید :


موسوی: مردم با خلاقیت از اعیاد پیش‌رو استفاده کنند .

به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت.

آفتاب: میرحسین موسوی با تبریک اعیاد پیش رو، هر یک از این فرصت‌ها را به عنوان نعمتی دانست که خداوند برای نهضت سبز قرار داده است تا از آن خوب استفاده کند.

به گزارش سیاسی آفتاب، مهندس میرحسین موسوی در دیدار با اعضای تشکل‌های معلمان و فرهنگیان در انجمن اسلامی معلمان ایران با تبریک ماه شعبان و اعیاد این ماه، این فرصت‌ها را نعمتی برای نهضت سبزخواند تا از آن خوب استفاده کند و گفت: «این مهم‌ترین مساله است که شبکه عظیم اجتماعی و سبزی که در سراسر کشور ایجاد شده است، اگر هوشیار باشد که هست، باید از تمام این مناسبت‌ها با استفاده از خلاقیت خود استفاده کند».

وی با اشاره به اینکه این مناسبت‌ها زیاد هستند یادآور شد: «ما می‌توانیم هر روز برنامه‌ای برای روشنگری و پیگیری اهداف بلند نهضت بزرگ سبز داشته باشیم».

موسوی در ادامه درباره سخنان یکی از اعضای حاضر مبنی بر اینکه جریان حاکم بعد از انتخابات غافلگیر شد و فقط تا زمان انتخابات برای خود برنامه ریزی کرده بود، گفت: «فکر می‌کنم این غافلگیری به چند هفته پیش از انتخابات برمی‌گردد زیرا تمام تلاش آنها در جهتی بود که مردم در انتخابات شرکت نکنند».

وی با اشاره به عملکرد رسانه ملی و دیگر رسانه‌های دولتی نسبت به دوره‌های قبل ریاست‌جمهوری، تلاش آنها را در جهت حضور عده قلیلی در انتخابات دانست و بیان کرد: «آنها فکر نمی‌کردند که در مدت کوتاهی چنین موج عظیمی ایجاد شود برای همین غافلگیر شدند و طرح‌هایشان ناشیانه اجرا شد و خلل و فرج بسیار زیادی داشت و آنها قدرت مردم را به درستی تخمین نزدند و عمق جریان را به درستی درک نکردند. دلیل برانگیختگی و حضور مردم در خیابان‌ها را درک نکردند در نتیجه کشور و خودشان را با مشکل مواجه کردند».

میرحسین با بیان اینکه مطالبی که قبل از انتخابات، مطرح و بر آن تاکید کرده است چیزی نبوده جز درخواست‌های معمولی ذکر شده در قانون اساسی که مغفول مانده و کنار گذاشته شده بود افزود: «ما بخش‌های اندکی از قانون اساسی را اجرا کرده‌ایم. قسمتی از آن را خوانده‌ایم آن هم بر اساس منافع گروهی و جناحی و آن بخشی که به نفع ما نبوده، کنار گذاشته‌ایم».

وی با بیان اینکه جز حقوق مصرح در قانون اساسی چیز دیگری نگفته است، بیان کرد: «ما گفتیم شعار مردم در ابتدای انقلاب این بود "در بهار آزادی جای شهدا خالی؟"، حرف ما این است که این آزادی کجاست؟ مگر مردم به خاطر این آزادی به صحنه نیامدند و 22 بهمن 57 راهپیمایی‌های میلیونی در سراسر کشور انجام نشد و شعار آزادی سر ندادند؟ مردم دنبال آزادی بودند، الان این آزادی کجاست»؟

موسوی با اشاره به مغفول ماندن بخشی از حقوق مردم و کرامت انسانی زن‌ها، آزادی سخن، اندیشه و گفت‌وگو و هویت ملی ما و طرح آنها در انتخابات بیان کرد: «طبیعی است که این سخنان از دل مردم برخاسته بود که به آنها بازگشت و موج ایجاد

کرد و آینده این حرکت هم بستگی به این دارد که ما تا چه اندازه این شعارها را ببینیم و پایبند به آنها بمانیم و حاضر باشیم هزینه این پایبندی را بپذیریم».

میرحسین در ادامه درباره هویت ساختارشکنان گفت: «متهم می‌کنند که شما ساختارشکن هستید و از ساختارشکنی استفاده می‌کنید، ما می‌خواهیم بگوییم ما دنبال ساختارهای واقعی برآمده از دل مردم و قانون اساسی هستیم. شما ساختارشکن هستید. با بررسی جریانات یک نمونه از دستگیری‌ها از ابتدا تا انتهای آن می‌توانید ببینید چه کسانی ساختارشکن هستند. لزومی ندارد ما صدها جنایت و تیراندازی و لباس شخصی را ببینیم، فقط کافیست آقایان یک نمونه مثلا پرونده همین روح الامینی، اعرابی یا آقاسلطان را مورد بررسی قرار دهند، خواهند دید که تا چه اندازه ساختارشکنی در مجموعه نظام صورت گرفته است و این به آنچه ما از جمهوری اسلامی و نظام انتظار داشتیم، هیچ شباهتی ندارد».

وی با بیان اینکه ما چنین نظامی را نمی‌خواستیم گفت: «آیا ما نظامی را می‌خواستیم که افرادی شبانه بریزند و خانه‌های دانشجویان و مردم را ویران و ماشین‌های آنها را تخریب کنند؟ و بعد همه ارگان‌های موجود از وزارت اطلاعات تا بسیج بگویند این‌ها به ما ربطی ندارند؛ این‌ها از کجا آمده‌اند آیا از کره مریخ آمده‌اند؟ وقتی قتلی رخ می‌دهد، متهم هر کجا باشد آقایان آنقدر قوی هستند که ردش را بگیرند، آن‌وقت ده‌ها و صدها نفری که این جنایت‌ها را مرتکب شده‌اند را نمی‌توانند شناسایی کنند؟ چه کسی این را باور می‌کند؟ آیا این به معنای متهم کردن کل نظام به دروغگویی نیست»؟

موسوی در ادامه با اشاره گسترش پوستر دروغ ممنوع در سطح کشور گفت: «مردم متوجه شدند که یک دروغ بزرگ پشت این جریانات هست که این همان ساختارشکنی و روی گرداندن از قانون اساسی و همه آرمان‌ها و ایده‌آل‌هایی بود که نظام ما و مردم به آن پایبند بودند. الان هم نظام هیچ چاره‌ای ندارد که به آنها (آرمان‌ها، ساختارها و قانون اساسی) بازگردد و به نظر من اگر برنگردد مردم آن را برخواهند گرداند و مردم خود از راهی که آمده‌اند باز نخواهند گشت».

وی ادامه داد: «غافلگیری دیگری که برای آقایان اتفاق افتاد این بود که تصور می‌کردند با چند حرکت بعد از 22 خرداد مردم به خانه‌های خود بازخواهند گشت اما همین که ملتی با این گستردگی و با این همه هزینه‌های بسیار بیش از 40 روز در خیابانهاست نشان‌دهنده عمق این جریان است؛ بعد آقایان ذهنیتشان را داده‌اند به اینکه دو گروه خارج کشور بودند و تماس با سفارتخانه موضوع را حل می‌کند، اینها تصور می‌کردند که احزاب این جریان را هدایت می‌کنند برای همین شخصیت‌ها و سران احزاب را دستگیر کردند و تمام تلاش خود را برای اعتراف‌گیری به کار بردند».

موسوی در ادامه با اشاره به اظهارات آیت‌الله جنتی مبنی بر اینکه که اعترافات دارد گرفته می‌شود گفت: «آیا یک روحانی و مجتهد که اصولی دارد می‌تواند این حرف را بزند؟ اعتراف گرفتن داشتیم در اسلام؟ ما آدم‌های کم سوادی هستیم شما که باسواد هستید بیایید شرح دهید کجای اسلام، کجای قرآن و کتب فقهی ما روی مساله اعتراف کردن تکیه کرده‌اند؟ ما هر چه از حضرت علی (ع) شنیده‌ایم، بر عکس این بود، در جهت تبرئه مردم بود و در این جهت بود که مردم علیه خود حرفی نزنند».

وی با یادآوری اینکه این شیوه‌ها نتیجه‌ای در بر ندارد افزود: «زیرا این حرکت مردم به شکل هرمی تنظیم نشده است بلکه به صورت یک شبکه گسترده در حال سیر بود که به همه خانواده‌ها نفوذ کرده بود و راز بقای این نهضت هم همین است و هر حرکتی در آینده هم باید به این سمت برود که نمی‌شود یک حرکت گسترده مردمی را در قالب یک تشکل کلاسیک مختصر کرد و کاهش داد. این یک خطر برای این حرکت در آینده است».

موسوی با بیان اینکه هر چه افراد را بازداشت کردند این حرکت گسترده‌تر شد، گفت: «قدرت این حرکت از گسترش آگاهی‌هاست و باید آن را پاس بداریم و عمیق‌تر کنیم».

وی با اشاره به اینکه عده‌ای به دولت حاکم رای دادند، بیان کرد: «باید آگاهی را در میان این افراد گسترش دهیم و روش دولت تعیین کردن و وزیر عوض کردن و سیاست‌های اقتصادی و ماجراجویی سیاست ‌خارجی دولت حاکم را به آنها یادآور شویم».

موسوی در ادامه بر لزوم فراگیر بودن شعارها تاکید کرد و با اشاره به فراگیر شدن نماد سبز میان همه ایرانیان و همبستگی حاصل از این نماد که با هم بودن را نشان می‌داد، گفت: «باید شعاری مطرح کنیم که گستردگی آن بتواند ایرانیان داخل و خارج کشور را دربرگیرد و بر اساس آن، حرکتمان را تنظیم کنیم. آنچه من پیشنهاد می‌کنم، ایستادن بر قانون اساسی از زاویه زنده کردن اصول مغفولی است که مهم‌ترین آن آزادیهاست».

وی با اشاره به اصل آزادی برگزاری اجتماعات به درخواست خودش و مهدی کروبی برای برگزاری مراسم یابود شهدای وقایع اخیر در مصلی تهران اشاره کرد و گفت: «با این کار دولت را در معرض امتحان قرار دادیم؛ ما نمی‌خواهیم کاری کنیم، سخنرانی هم نداریم، فقط می‌خواهیم از مصلایی که با هزینه‌های صدها میلیارد تومانی ساخته شده، یک استفاده‌ای کنیم، همان 13 میلیونی که شما می‌گویید، این‌ها هم حقی دارند نسبت به این مصلی و از پول آنها ساخته شده و از بودجه عمومی صرف شده است و متعلق به آنها هم هست، اجازه دهید ما جمع شویم و فقط قرآن بخوانیم، قرآن بخوانیم».

موسوی در ادامه با یادآوری اینکه قانون اساسی می‌تواند مثل رنگ سبز ما باشد و پیوند دهنده ما باشد، افزود: «باید توجه کنیم که برای ادامه این حرکت - که برای احیای ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی و ارزش‌هایی است که مردم به‌خاطر آن هزاران شهید دادند- مجبوریم که به قانون اساسی تکیه کنیم و از آن دفاع کنیم و آن را شعار اصلی خود قرار دهیم.

وی با اشاره به اینکه قانون اساسی بر هویت ملی تاکید دارد، از این موضوع که بسیاری از اصول قانون اساسی که می‌تواند مقوم این هویت باشد به تهدید تبدیل شده است، گفت: «تکیه بر هویت ایرانی بسیار کارساز است و این هویت ایرانی جدای از هویت اسلامی نیست اما غفلتی در این زمینه صورت گرفته است».

موسوی با اشاره به تکرار فریاد "ایران"، "ایران" در یکی از سفرهایش، تاکید بر این هویت ملی و ایران را ندایی خواند که به ایرانیان خارج از کشور نیز رسید.

وی با اشاره به اینکه حضرت امام (ره) نیز در ابتدای انقلاب تلاش در جمع کردن همه اقلیت‌ها و قومیت‌ها تحت نام ایران داشتند، گفت: «وسعت ملتی که تعریف کرده بودیم به حدی بود که همه مردم در آن می‌گنجیدند و بر اساس همین دید هم بود که اقلیت‌ها به مجلس راه یافتند».

میرحسین به رسمیت شناخته شدن حقوق اقلیت در کنار حقوق اکثریت را متاثر از یک گفتمان بسیار مترقی خواند که همه ما را با هم و اقلیت‌ها و قومیت‌ها را با ما و شیعه و سنی را با هم جمع می‌کرد.

موسوی در ادامه قتل‌ها و دستگیری‌های رخ داده را فاجعه خواند و گفت: «ما چنین چیزی را حتی قبل از انقلاب هم شاهد نبودند. به کسانی که چنین جنایاتی را مرتکب می‌شوند یادآور می‌شوم که مردم، آنهایی را که قبل از انقلاب مرتکب جنایت شدند به یاد داشتند و آنها را به سزای عملشان رساندند؛ مردم از چنین جنایت‌هایی نخواهند گذشت. چطور می‌شود یک فردی علاقه‌مند به انقلاب، اسلام و کشور حتی یک آدم گناهکار به زندان وارد شود و بعد جنازه او بیرون آید؟ مگر ما پیرو امام علی (ع) نیستم؟ مگر توصیه‌های ایشان را درباره ابن ملجم نشنیده‌ایم؟ مگر درباره عدالت اسلامی صحبت نکرده‌ایم»؟

وی افزود: «مگر این وضعیت قابل تحمل است؟ چطور سران کشور ما فریاد نمی‌کشند و از این فجایع

گریه نمی‌کنند؟ نمی‌بینند اینها را لمس نمی‌کنند. اینها همه کشور را سیاه می‌کنند. اینها دل همه ما را سیاه می‌کنند، اگر ما سکوت کنیم همه ما را ویران می‌کند و همه ما را به جهنم می‌برد. من نسبت به این اعتراض‌ها خوشحالم زیرا این اعتراض‌ها نشاندهنده سلامت ملت ماست مردم ما راضی به جنایت نیستند؛ راضی به اینکه افراد جانی پیدا شوند و به خانه‌ها و ماشین‌های مردم حمله کنند، نیستند؛ این عدم رضایت نشاندهنده زنده بودن ملت ماست و کسانی که در مسوولیت هستند بدانند که اگر ملتی طاقت مخالفت با جنایت‌ها را دارند باید در کنار این ملت و مدافع آنها باشند».

موسوی در ادامه با بیان اینکه کشور نمی‌تواند تبدیل به یک زندان شود که 70 میلیون نفر در آن زندانی شوند، به اصل تفکیک قوا اشاره کرد و گفت: «یقین دارم قوه قضاییه نمی‌تواند و حق ندارد به بسیاری از این زندان‌ها سر بزند و اطلاعات بگیرد».

وی با طرح این سوال که آیا در حال حاضر قوه قضاییه مستقل داریم، بیان کرد: «آیا قوه قضاییه می‌تواند پرونده همین روح‌الامینی را بررسی کند، الان می‌گویند مریض شده و مننژیت گرفته است، قوه قضاییه بررسی کند ببیند دندان‌های وی به چه دلیل شکسته است؟ آیا زمین خورده است یا کارهای دیگری صورت گرفته است. چنین قوه قضاییه‌ای کشور ما را نجات می‌دهد و به نفع کشور و همه ماست که چنین کاری انجام دهد».

موسوی در ادامه توضیح داد که برای این روح‌الامینی را مثال زد که همه چیز درباره او روشن است، محاسن هم داشته، مذهبی و بسیجی هم بوده است و بعد به این سیل عظیم و موج سبز پیوسته و شاهدان همه می‌گویند که او، زنده دستگیر شده است و بعد در زندان، جنازه‌اش را تحویل داده‌اند.

وی با اشاره به نام امیر جوادی که سایت‌ها به تازگی نام وی را به عنوان یکی از شهدای وقایع اخیر عنوان کرده‌اند با تاسف بیان کرد: «ما همه مسلمانیم، حداقل جوانمردی این است که اگر اینها را کشته‌اید، آنها اذیت شده‌اند و زجرکشیده‌اند، لااقل جنازه‌های آنها را بدهید و به خانواده‌های آنها برسید. آن دسته از افرادی که شناخته شده نیستد چه؟ آنهایی که شهرستانی هستند چه می‌شوند؟ اینها را برگردانید به خانواده‌هایشان. چرا اینقدر مردم را آزار می‌دهید؟ چرا مردم را عصبی می‌کنید؟ چرا مردم را تحقیر می‌کنید؟ مردم حق دارند از قبر فرزندان خود خبر داشته باشند».

میرحسین موسوی تاکید کرد که این مشکلات جز با بازگشت به اصول انقلاب و قانون اساسی حل نخواهد شد و ما بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا به ارزش‌ها و آرمان‌های ابتدای انقلاب و دیدگاه‌های حضرت امام (ره) رجوع کنیم. این به نفع همه ما و آخرت ماست.

وی با اشاره به شورش خیابانی خواندن حرکت‌های مردمی را ناشی از اشتباه جریان حاکم در درک حرکت مردم خواند و اینکه آنها فکر کردند با ایجاد حالت امنیتی و بهم‌زدن اجتماعات، حرکت مردم جمع خواهد شد.

موسوی با اشاره به حافظه تاریخی و جمعی مردم یادآور شد که این‌طور نیست که چند ماه بگذرد و مردم همه چیز را فراموش کنند و همه چیز حل شود.

وی در پایان سخنان خود با یادآوری اینکه "نمی‌شود سر مردم را شیره مالید" بیان کرد: «خداوند توفیق دهد که همه به راه اسلام و انقلاب برگردیم».

«احمدی‌نژاد مأموریت دارد جمهوری اسلامی را سرنگون کند»







تحلیل عجیب سایت آینده

«احمدی‌نژاد مأموریت دارد جمهوری اسلامی را سرنگون کند»

سایت آینده که چند روز قبل تعدادی از اعضای تحریریه‌ی آن دستگیر شدند، تحلیلی را منتشر کرد که در آن ادعا شده احمدی‌نژاد به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی است! متن یادداشت این سایت را بی‌هیچ کم و کاستی بخوانید:

5 روز قبل در تحلیلی یکی از نگاهها به احمدی نژاد را ماموریت نهایی او برای فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی کرده ونوشتیم:

" در این دیدگاه احمدی‌نژاد، فردی شناخته می‌شود که هدف آن سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است، بر اساس نگاه منتقدان به این دیدگاه، ابهامات مطرح شده راجع به تبار و تغییر نام‌خانوادگی احمدی‌نژاد، عملکرد وی در موضوعاتی نظیر هولوکاست و محو اسرائیل، تغییر مواضع شدید در سیاست خارجی در سال پایانی دولت نهم نسبت به دو سال نخست آن، استفاده اسرائیل از مواضع رادیکال احمدی‌نژاد و تداوم ریاست جمهوری وی، تأثیر طرح اتهامات و روش افشاگرانه او علیه علما و شخصیت‌های نظام بر سست شدن ثبات جمهوری اسلامی و ایجاد اختلافات در سطوح بالا از جمله شواهد و قرائنی است که نشان می‌دهد که عملکرد محمود احمدی‌نژاد در جهت فروپاشی نظام جمهوری اسلامی قرار دارد، انزوا در سیاست خارجی و صدور قطعنامه‌هایی که حتی در دوران جنگ نیز سابقه نداشته است، ‌از بین رفتن سرمایه‌های ارزی، افزایش نارضایتی داخلی و تضعیف جایگاه نهادهای کلیدی نظام مانند جایگاه رهبری، سپاه‌پاسداران، شورای نگهبان به دلیل اشتباهات غیرقابل توجیه وی از جمله دیگر دلایل منتقدان به دیدگاه اول محسوب می‌شود. "

اکنون در کمتر از یک هفته کشور با بحرانی بی سابقه مواجه شده است:

احمدی نژاد 4عضو کابینه را در یکساعت برکنار کرد که تنها نتیجه آن از بین رفتن اعتبار قانونی هیات وزیران ونیاز به رای گیری مجدد برای دولت از مجلس کند در حالیکه تنها 8روز دیگر و با تنفیذ ریاست جمهوری به وی ٰاو می تواست بصورت طبیعی اینکار را انجام دهد.

جمعه هفته قبل و چند ساعت قبل از خطبه های هاشمی که پیش بینی می شد حاکمیت را با انتقاداتی جدی از ناحیه رییس مجلس خبرگان مواجه کند احمدی نژاد با انتصاب جنجالی ترین عضو دولت نهم به سمت معاون اولی رهبری را در تنگنا قرار داد وحتی 5روز پس از ابلاغ دستور آیت الله خامنه ای مبنی بر برکناری رحیم مشایی وی مقاومت کرد و با کشیده شدن موضوع به صدا وسیما ، احمدی نژاد بدون برکناری مشایی استعفای وی را با ادبیاتی طعنه آمیز به نظام پذیرفت و آنرا با نامه ای توهین آمیز به رهبری ارسال کرد.

انتصاب مشایی بعنوان ریاست دفتر ومشاورت ارشد خود که عملا جایگاه وی را از معاونت اولی مهمتر می کند حرکت دیگری بود که نشان داد که احمدی نژاد در پی ایجاد تنش در حاکمیت است.

برکناری 4وزیر در یکساعت ومرخص کردن وزرایی نظیر الهام و سعیدی کیا اقدامی دیگر در پاکسازی هیات دولت از وزرای مرید رهبری است.

اینکه اهداف احمدی نژاد از بحران سازی های پیاپی چیست پرسش دشواری است اما به این نکته می توان اشاره کرد که اگر وی در پی انتصاب وزیرانی همراه با خود است ؛ مقطع فعلی بدترین زمان برای تصفیه حساب بود زیرا با این اقدام از یکسو اعتبارقانونی هیات دولت از بین رفته است و از سویی دیگر مراسم تنفیذ به خطر افتاده ودر مرحله سوم نیز رای اعتماد مجلس به وزرایی جدید محال به نظر می رسد.

نتیجه همه این اقدامات آزرده کردن رهبری ، فروپاشی دستگاه اطلاعاتی و افزایش تنش داخلی در نظامی است که با چالش بین المللی در پرونده هسته ای وانتخابات روبروست اقداماتی که هر کودکی می تواند بفهمد که به زیان محمود احمدی نژاد،رهبری ونظام است مگر آنکه وی ماموریتی برای اینکار داشته باشد...

منبع :

http://www.mowjcamp.com/article/id/1968

اشکان :

باید از تحلیل گر محترم سایت آینده پرسید که کدام یک از اقدامات ا.ن در سالهای ریاست جمهوری اش با نظر و تایید مستقیم رهبر نبوده است ؟ من در این که مسیر حرکت رهبری و سپاه و ا.ن سرانجامی جز سقوط نظام جمهوری اسلامی ندارد هیچ شکی ندارم . اما اینکه ا.ن از جایی خارج از نظام و به عنوان نفوذی و تخریب چی آمده باشد کمی عجیب به نظر می رسد . اگر اینگونه است چرا هر حرکت تخریبی او با واکنش های شادمان رهبر و کلیه ی بدنه ی نظام همراه است و پس از 4 سال بندبازی و ماجراجویی و نابودی تمامی منافع ایران و مردمش به چه دلیل رهبر در سخنانی مطلقا جانبدارانه می گوید : باید بگویم که این دولت بیشتر از هر دولت دیگری با اندیشه های من سازگاری دارد . آیا اگر ا.ن مامور نابودی نظام است رهبر فرزانه و تمامی تشکیلات اطلاعاتی نظام نباید در طول 4 سال متوجه این موضوع می شدند ؟ در شرایطی که در انتخاباتی با مختصات انتخابات 22 خرداد رهبر در بیان شادمانی اش از ریاست مجدد ا.ن چنان بی قرار است که هنوز شمارش پایان نیافته پیام تبریک می دهد و ماهها قبل از انتخابات به اعضای هیئت دولت نوید 5 سال دیگر تصدی در پستهایشان را می دهد آیا می توان این تحلیل را پذیرفت ؟

شاید بتوان گفت که تمامیت خواهی شدید و عطش سیری ناپذیر به قدرت کار را در رده های بالای نظام به جایی رسانده که حرکتشان کلا به سمت تخریب و نابودی رژیم است . اما آنکه بگوییم کسی ا.ن را مامور کرده از دیدگاه من پذیرفتنی نیست .

نظر شما چیست ؟

کاریکاتور امروز نیک آهنگ