۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

خروج از دایره ی امنیت



انقلاب ایران انقلابی بود با همکاری گروههای مختلف سیاسی که با دارا بودن آرا و افکار مختلف و عمدتا متضاد همه در یک چیز مشترک بودند و آن دشمنی با شاه و نظام سلطانی بود .

اما از پس انقلاب آن گروه که پیروز مطلق شد و همه ی دوستان سابق و رقبای آن زمان خود را از میدان بدر کرد روحانیون بودند که با تئوری جمهوری اسلامی و با استفاده از محبوبیت و مقبولیت همگانی به این مهم دست یافتند .

بدنبال آن اتفاقات لباس روحانیت شد حصاری امن برای زندگی در کشوری که حکومتش از آن روحانیون بود و دیدیم که در سالهای بعد این گروه هر گونه که صلاح دانستند زندگی کردند و به واسطه ی همین لباس بود که همواره در حاشیه ی امنیت کامل قرار داشتند و حتی دستگاه قضایی کشور برای ایشان استثنا قایل شده و به جرایمشان در دادگاهی اختصاصی رسیدگی می کند .

اما آنچه که امروز شاهدیم این است که دیگر زمان خروج روحانیون از بدنه ی نظام فرا رسیده و جناح حاکم ( جناح سپاه ) صاحبان اولیه ی انقلاب را کنار زده و دیگر به آن مصونیت نانوشته و امنیت ناگفته پای بند نیست . تصاویر بالا نشانگر این وضعیت است .

عکسها مربوط است به جناب حجت‌الاسلام دکتر عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم و استاد دانشگاه مفید، که به جرم حضور در بهشت زهرا در چهلمین روز شهادت جمعی از هموطنان، این‌گونه وحشیانه به دست ماموران دولت کودتا مورد ضرب جرح قرار گرفته و دستگیر شده است. این عکس‌ها را یک وبلاگ طرفدار کودتا به نام «بهشت خوبان» با افتخار در سایت قرار داده و چهره جانیان کودتاگر را هم شطرنجی کرده است.

منبع :

/mowjcamp.com/article/id/3994


بالون سبز












دوستان عزیز

مراسم تنفیذ ا.ن فردا دوشنبه 12/05/1388 برگزار می شود که طی آن رهبر فرزند شیطان و بازیگوش خود را به عنوان رییس جمهور حکومت اسلامی ایران به مشروعیت می شناسد و 2 روز بعد در 14/05/1388 مجلس مراسم تحلیف ( سوگند !!) وی را برگزار می کند .

از آنجایی که مجلس خانه ی ملت باید باشد پیشنهاد می کنم که حرکت بالون سبز را در همان روز انجام دهیم . هرکسی که همراه ما در این حرکت است صبح قبل از خروج از خانه هر تعداد که می تواند بالون سبز در آسمان رها کند تا بخشی از دین خود به جنبش سبز که بعضی ها برایش جانشان را دادند برخی آبرویشان را , ادا کرده باشد .

به خاطر داشته باشیم که خون ما رنگین تر از مصطفی غنیان یا سایرین نیست .

لطفا در گسترش این خبر همراهی و همکاری کنید .

مطالب قبلی مرتبط با این موضوع :

http://ashkan-paarty.blogspot.com/2009/07/blog-post_3569.html

http://ashkan-paarty.blogspot.com/2009/07/blog-post_27.html



عدالت چکمه پوش

اعتراف مخملی , کاریکاتور فوق العاده ی نیک آهنگ













استراتژی چماق و شکم گرسنه

می گویند هدف از این دادگاهها و اعترافات زمینه سازی برای مقابله با تمامی فعالان و اعضای جناح چپ و حذف کامل این جریان سیاسی از کشور است . گیرم که چنین شد و خاتمی و موسوی و کروبی و حجاریان و همه و همه را کشتند و از میان برداشتند , بعدش با این اوضاع مالی فعلی , مملکت را چگونه می خواهند اداره کنند ؟ به نظر شما ممکن است ؟

با تمام دنیا دشمن باشی , فروشنده ی نفت باشی و نفت ارزانت را هیچ کس نخرد , کشاورزی و صنعت و تجارتت را هم برای خاطر خطیر دل نازک دوست عزیزت چین نازنین نابود کرده وبا خاک یکسان کرده باشی , صندوق ذخیره ی ارزی خاتمی را هم تا تهش سر کشیده باشی , با شعارهای رنگ و وارنگ انتخاباتی روز به روز بار خودت را هم سنگین تر کرده باشی دیگر راهی برایت باقی نمی ماند جز اینکه حواس مردم را با دادگاه و هیاهو پرت کنی که این هم تا اولین قاروقورر شکم دوام می آورد . بعد از آن را چه می شود کرد ؟

طرحی نو و فکری اساسی لازم است , نه قلع و قمع مخالفان .

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

نگاهی به دادگاه نمایشی دیروز







سلام

دیروز دادگاه رسیدگی به اتهامات دستگیرشدگان اعتراضات اخیر آغاز شد که سرخط تمامی اخبار آن سخنان حجه الاسلام ابطحی و محمد عطریانفر بود و تلویزیون و مطبوعات نزدیک به دولت تا می توانستند جشن گرفتند با آن .

راستش با توجه به مجموعه ی فشارهای اجتماعی و روحی و مالی ماههای اخیر تحمل نگاه کردن این دادگاه نمایشی از توان من خارج بود . اما همان چند دقیقه ای را که از سخنان ابطحی و عطریانفر دیدم چند نکته کاملا خود نمایی می کرد :

1 ) حال پریشان دو متهم که بویژه در چهره ی ابطحی پریشانی و رنج به وضوح دیده می شد .

2 ) جملاتی که به نقل از متهمان در کیفر خواست گنجانده شده بود بسیار کودکانه و غیرعادی بودند .

3) شکل سخنان دو متهم که بطور اتوماتیک و کوک شده از نظام تعاریف اغراق آمیز می کردند که : همه چیز عالی بود , اصلا امکان تقلب در ایران وجود ندارد!!! , در زندان به ما بسیار خوش گذشت , همه چیز کشور در ولی فقیه خلاصه می شود , کشور ما بسیار دموکرات است و . . . فقط و فقط یک چیز را به ذهن انسان متبادر می کند و آن هم لطیفه ی بسیار مشهوری است که وزارت اطلاعات ایران پس از آن که از پیدا کردن خرگوش رها شده در جنگل ناامید شد خرسی را دستگیر و آنقدر کتک زد تا خرس با صدای بلند فریاد می زد من خرگوشم به خدا !!!!

امیدوارم مردم تصور نکنند که این سخنان از سر سازش با نظام و به طمع شریک شدن این افراد در قدرت گفته شده . شرایطی برای ایشان فراهم می شود که ناچار می شوند برای نجات جان افراد خانواده و نزدیکان و رهایی از شکنجه های پایان ناپذیر و وحشیانه هرچه شکنجه گر می خواهد بگویند .

نکته ی مهم در اعتراضات مردم در این دوره این بود که اعتراضات , مردمی و خودجوش بودند . نه با خواست و فراخوان سیاستمداران ناراضی . ایتدا مردم اعتراض کردند و سپس سیاسیون معترض به صدا در آمدند . به این معنی که چهره های سیاسی به دنبال مردم رفتند , نه مردم به دنبال آنها . پس با اعنراف گرفتن از تعدادی سیاستمدار ناراضی و معترض دردی از دردهای نظام حکومت اسلامی دوا نخواهد شد مگر آنکه از حداقل 30 میلیون ایرانی اعترافاتی به همین مضمون گرفته شود که به گمان من تا آن 30 میلیون اعتراف کنند 40 میلیون باقی مانده هم به صف معترضان خواهند پیوست .